میلاد با سعادت عمه سادات ام المصائب زینب کبری(س) بر عموم شیعیان جهان و آقا امام زمان(عج) و مقام معظم رهبری مبارک باد.

همچنین جلسه بعدی روز یک شنبه ۲۲/۲/۸۷ با حضور کسانی که علاقه مند به برگزاری مراسم روضه خوانی در منزلشان از طرف هیئت محسنیه هستند برگزار خواهد شد.
بار دیگر شد ز کینه زنده غم های مدینه
چون بقیع ، سامرا از کین خراب است قلب شیعه در این ماتم کباب است
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای آن مي کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السلام و حضرت موسی علیه السلام تکرار مي شد .
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.
ادامه مطلب را بخوانید.

ادامه مطلب را بخوانید.
به مناسبت ۱۹ فروردین. شهادت سید شهیدان اهل قلم
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند ان شاالله این شهید را با پیغمبر محشور کند. من حقیقتا نمی دانم چطور می شود انسان احساساتش را در یک چنین مواقعی بیان و تعبیر کند؟ چون در دل انسان یک جور احساس نیست. در حادثه ی شهادتی مثل شهادت این شهید عزیز چندین احساس با هم هست. یکی احساس غم و تاسف است از نداشتن کسی مثل سید مرتضی آوینی. اما چندین احساس دیگرهم با این همراه است که تفکیک آنها از همدیگر و باز شناسی هریک و بیان کردن آنها کار بسیار مشکلی است.

به هر حال امیدواریم که خداوند متعال خودش به بازماندگانش به شما پدرشان، مادرشان، خانمشان، فرزندانشان. همه ی کسانشان به شما که بیشترین غم . سنگین ترین غصه را دارید تسلی ببخشد. چون جز با تسلی الهی دلی که چنین گوهری را از خودش جدا می بیند واقعا آرامش پیدا نمی کند. فقط خدای متعال باید تسلی بدهد و می دهد.
من با خانواده های شهدا زیاد نشست و برخاست کرده ام و می کنم. و از شرایط روحی آنان آگاهم. گاهی فقدان یک عزیز مصیبتی است که اگر مرگ او شهادت نبود تا ابد قابل تسلی نبود. اما خدای متعال در شهادت سری قرار داده که هم زخم است و هم مرهم و یک حالت تسلی و روشنایی به بازماندگان می دهد.
.
ادامه مطلب را بخوانید.
در کمین صیاد
در سرزمین ایران، مردی میزیست که او را «صیاد» مینامیدند؛ نام و نشانی که شایسته فردی بود که با خوبیها و کمالاتش، دلها را صید میکرد.
صیاد، ساده و صمیمی، ولی الگوی عزت و جوانمردی بود. هنوز او را به خوبی نشناخته و جایگاه بلندش را درک نکرده بودیم که باخبر شدیم منافق درماندهای خود را در لباس رفتگر شهرداری پنهان میکند و صبح 21 فروردین، در کمین صیاد مینشیند تا هنگام خروج امیر دلها از خانه، خون همیشه جوشان او را مقابل چشم فرزندش بر زمین بریزد.
ادامه مطلب را بخوانید.
در اين روز مقدس، اين يومالله پربركت سرآغازي نوين بر حيات واقعي اسلام در عصر زورمداران زرپرست دنيامدار است كه از معنويت و روح ايمان گستر و سعادت ابدي خود را در پيروزي بيچون و چرا از اميال و آرزوهاي پست حيواني ميدانند. اين روز فرخنده وعظيم، روز جريان خوني تازه در رگهاي خشكيده جهان اسلام و بخشيدن جاني دوباره بر پيكره اسلام و دميدن روح اميد در كالبد تاريخ و نويدبخش پگاه پيروزي و غلبه حق بر باطل است.

ادامه مطلب را بخوانید.
بركات ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم
ورود حضرت معصومه (س) به شهر قم و دفن پيكر مطهر آن بانوي بزرگ دراين شهر آثار و بركات فراواني را به همراه داشته است . از لحظه ورد نبيره رسول خدا(ص) به قم پيوسته اين شهر از جهات فرهنگي، سياسي ، اجتماعي ، عمراني و اقتصادي رو به رشد و پيشرفت نهاده است . تاثير اين واقعه تاريخي را مي توان با مطالعه زواياي تاريخي اين شهر به دست آورد . بركات اين بانوي مجلله در شهر قم آنگاه به اوج مي رسد كه بدانيم تاثير وجود آن حضرت در تحولات تاريخي و فرهنگي و مذهبي و اجتماعي نه تنها در محوده يك شهر بلكه گاهي در كل كشور ايران بوده و يا دست كم وقايع و حوادث كشور ايران به نوعي مرتبط به شهر قم مي باشد .
بركات حضرت معصومه (س) در شهر قم و تاثير اين شهر بر كل ايران آن چنان مهم بوده و هست كه سال ها دل و ديده ميليون ها زائر و مجاور و جهانگرد را به خود مشغول داشته است . اين تاثير نه تنها براي زائران مشتاقي كه از راه هاي دور به عشق زيارت مرقد مطهر اين دخت عصمت و يادگار امام موسي كاظم (ع) با ارادت خالصانه به آن مكان مقدس مي شتابند ملموس است بلكه حتي براي كساني كه با انگيزه هاي غير مذهبي وارد اين مكان شده اند و يا از اين ديار عبور كرده اند پر جازبه و شگفت انگيز بوده است.
بعد از ورود حضرت معصومه (س) به قم و دفن پيكر مطهر آن حضرت در اين سرزمين ، علويان و سادات بيشتري به اين شهر روي آورند ؛ توجه شيعيان به اين نقطه فزوني يافت و علما و مشاهير شيعه در طول تاريخ به اين مكان مقدس توجه نشان دادند مهاجرت به اين شهر زياد شد و موقعيت مذهبي قم تثبيت و استحكام تاريخي يافت .
قم با اين ويژگي ها در ميان شهرهاي شيعه نشين از شهرت جهاني برخوردار شد و يكي از شهرهاي مهم جهان اسلام به شمار آمده و از مراكز مهم فرهنگي و فقهي شيعه گرديد و از همه مهم تر به عنوان هسته مركزي و پايگاه اصلي بزرگترين و با شكوه ترين انقلاب در تاريخ جهان گرديد .
در اين جا به فهرست برخي از نتايج ورود حضرت معصومه(س) فهرست وار اشاره مي شود
1. گسترش شهر قم
2. اهميت يافتن قم
3. استحكام مذهبي قم
4. كثرت سادات در شهر قم
5. پروش علماي بزرگ شيعه در شهر قم
6.حوزه علميه قم
7. توجه به امامزادگان
8. انقلاب اسلامي ايران
پس خوشا حال آن كسى كه ثابت بماند بر آن و تُواى بر آن كه بشكند آن عهد را و آن روزى است كه فرستاد رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن روز، على عليه السلام را به وادى جن ، پس عهد و مواثيق از ايشان گرفت .و آن روزى است كه ظفر يافت در آن روز، به اهل نهروان و كشت ذوالثديه را . و آن روزى است كه ظاهر مى شود قائم در آن روز و ظفر مى دهد او را از خداوند بر دجّال پس بر دار مى كشد او را بر كناسه كوفه . و هيچ روز نوروزى نيست مگر آنكه ما انتظار مى كشيم در آن ، فرج را. زيرا كه آن روز از ايّام ماست كه فُرس ، آن را محافظت نمودند و شما، يعنى عرب ، آن را ضايع نموديد ».
ادامه مطلب را بخوانید.
این هم دو تا عکس از مراسم دیشب.
در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهى و در زمانى كه رهبرى جامعه؛ مهمترین مساله نهضت اسلامى بود؛ رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیة الله خامنهاى (دامت بركاته) چند سخنرانى درباره تحلیل زندگانى امام ششم(ع) ایراد كرد كه بعد از پیروزى انقلاب اسلامى؛ تحت عنوان «پیشواى صادق(ع» توسط انتشارات سید جمال منتشرگردید. تاریخ دقیق انجام سخنرانى معلوم نیست ولیكن بین سالهاى45 تا50 شمسى بوده است. كتاب «پیشواى صادق(ع» در بین سالهاى 58 تا 60 شمسى منتشر شده است. در هر حال؛ محتواى كتاب هرچند مختصر است؛ اما یكى از بهترین تحلیلهاى سیاسى درباره عملكرد امام صادق(ع) شمرده مىشود. مباحث این اثر وزین؛ با رعایت امانت و براساس ترتیب و نظم كتاب به طور خلاصه عبارت از چند نكته ذیل است:
1- دو قضاوت درباره امام صادق(ع) دربین مردم وجود دارد كه هر دو محل تامل است. قضاوت اول حمایت آمیز است: آن امام بزرگ؛ فرصتى طلایى براى تعلیم و تربیت به دست آورد و چنان غرق در نشرعلم و دین شد كه نتوانست به فریضه امر به معروف و نهى از منكرعمل كند و ناچار شد در مقابل حكام ظلم و جور به مدح و ستایش وتملق بپردازد! قضاوت دوم اعتراضآمیز است: او در زمانى كه ظلم و جنایت از در و دیوار مىبارید، ره عافیت در پیش گرفت و از رسالتانسانى یك رهبر غفلت ورزید و به درس و بحث دل خوش كرد! در حالى كه شیعیانش گرفتار تعقیب و زندان و شكنجه و تبعید و قتل و غارت بودند!
ادامه مطلب را بخوانید.
محمد ( ص ) در ماه " ربیع " می آید . و همراه با خود ، ربیع قلوب و بهار جان ها و طراوت ایمان را به همراه می آورد .
محمد ( ص ) می آید .
از نسل ابراهیم بت شكن ، از سلاله پاكان ، از دامن " آمنه " عفیف ، از مكه معظمه ، از خانه خدا ... .

ادامه مطلب را بخوانید.
السلام علیک یا جعفر بن محمد
ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت پرسرور خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی(ع) و فرزند برومندش موسس مذهب شیعه جعفری اثنی عشری برنامه جشن این ایام را به این صورت اعلام می داریم.
مراسم جشن میلاد خاتم
سخنران: دکتر حسین حسنی
مداح: حاج احمد بنیادی
زمان: دوشنبه ۵ فروردین ۸۷ بعد از نماز مغرب و عشا
مکان: مسجد حضرت سجاد(ع) نایین
کانون فرهنگی هنری مسجد حضرت سجاد(ع) شهرستان نایین
الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله
السلام علي ربيع الانام
اين بهار تو بعد از برگ ريز هست برهان وجود رستخيز
با سلام و صلوات به پلشگاه پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) و ولي و وصي بر حقش حضرت امير مؤمنين(ع) و درود به روان طيبة زهراي مرضيه(س) و ائمة هدي(عليهم السلام) و درود به آستان سيد الشهدا(ع) كه پيروزي خون بر شمشير را در عرصة مجادله حق و باطل به تماشا گذاشت.
سلام و درود به روح پر فتوح امام راحل، احياگر اسلام ناب و افشاگر اسلام زر و زور و تزوير و عرض ادب به رهبر فرزانة انقلاب و شهداي گرانسنگ انقلاب و شهرستان پر آوازه نايين بويژه نماينده شهيد دكتر سيد شمس الدين حسيني و عرض ادب به محضر خانواده معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و ايثارگران عزيز؛ تقارن عيد سعيد نوروز كه انديشه انتظار و تولد دوباره همه خوبي هاست با ماه ربيع، بهار نبوت و اماممت، ميلاد نبي رحمت و امام حكمت و پيروزي غرور آفرين ملت بزرگ ايران در خلق حماسه 24 اسفند را به مردم عزيز و فهيم و قدر شناس شهرستان نايين تبريك عرض نموده و به فال نيك ميگيريم.
ادامه مطلب را بخوانید.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوری و شکوفایی» نامیدند و تصریح کردند: امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرابگیرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راههای میان بر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره این تلاش ها شیرین شود.
ادامه مطلب را بخوانید.
شرح حال كوتاهى از زندگى خديجه(س)
خديجه از نظر نسب از خانوادههاى اصيل و اشراف مكه بود و از اين رو وقتى بزرگ شد خواستگاران زيادى داشت و بنا به نقل اهل تاريخ سرانجام او را به عقد عتيق بن عائد مخزومى در آوردند ولى چند سالى از اين ازدواج نگذشته بود كه عتيق از دنيا رفت و سپس شوهر ديگرى كرد كه او را ابو هالة بن منذر اسدى مىگفتند.
خديجه از شوهر دوم دخترى پيدا كرد كه نامش را هند گذارد و بدين جهت خديجه را ام هند مىناميدند.
شوهر دوم خديجه نيز پس از چند سال از دنيا رفت و ديگر تا سن چهل سالگى شوهر نكرد تا وقتى كه به ازدواج رسول خدا(ص)درآمد.
پيش از اين گفتيم كه مردم مكه از راه تجارت روزگار مىگذرانيدند و از اين راهـبه اندازه ثروت و مال التجارهاى كه داشتندـسود مىبردند.
خديجه كه خود از اشراف مكه و ثروتمند بود از دو شوهرى نيز كه كرده بود ثروت زيادى به او رسيد و از اين رو در رديف ثروتمندترين افراد مكه درآمد و بخصوص از راه تجارتى كه مىكرد روز به روز به ثروتش افزوده مىگشت تا جايى كهبرخى از مورخين رقم شتران او را كه مال التجاره حمل مىكردند تا هشتاد هزار شتر نوشتهاند كه ظاهرا اغراق آميز باشد .
برنامه تجارتى او اين گونه بود كه مردان را براى حمل و نقل مال التجاره اجير مىكرد و آنها را در سود معاملات نيز شريك مىساخت و بدين جهت افرادى كه اجير او مىشدند سعى مىكردند سود بيشترى در معاملات ببرند تا سهم بيشترى عايدشان گردد.
اصالت خانوادگى و نجابت ذاتى و محاسن اخلاقى و ثروت روز افزون خديجه سبب شد كه بزرگان مكه به فكر خواستگارى و ازدواج با خديجه بيفتند و مردان سرشناس و بزرگى چون عقبة بن ابى معيط و صلت بن ابى شهاب كسانى را براى خواستگارى به خانه خديجه بفرستند ولى او به همگى پاسخ منفى مىداد و حاضر به ازدواج با آنها نشد.
ادامه مطلب را بخوانید.

نهم ربيع الاول، سالروز آغاز امامت حجت ابن الحسن، مهدي صاحب الزمان(عج) بر تمام عاشقان حضرت خجسته و ميمون باد.
يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
آجرك الله يا بقيه الله
شهادت جانگداز اب المهدي، حضرت امام حسن عسكري(ع) را خدمت فرزند برومندش مهدي(عج) و رهبر عزيزمان و عموم شيعيان جهان تسليت عرض مي نماييم.
ماتم سامرا زده به دل ها شرر تسليت تسليت امام اثني عشر
ادامه مطلب را بخوانید.

بسم الله الرحمن الرحيم
آفرين بر حضور پر شكوه مردمان كوير
احسنت بر غيرت مردان نايين
و چه زيباست انتخابتان
و چه شايسته است.
دکتر حسین حسنی منتخب مردم نایین

یک بار دیگر مردم کویر با حضور پر شکوه و انتخاب شایسته خود اثبات کردند که همچنان دوستدار حکوت جمهوری اسلامی و وفادار به آرمان های انقلاب و عاشق رهبرشان هستند.
درود بر مردمان ساده زیست کویر
و پیروز حقیقی این عرصه مردم خون گرم نایین هستند.
این حضور پرشکوه و این انتخاب شایسته بر نایینیان مبارک باد.

ايـنـجـانـب در پـيـشـگـاه مـقـدس حـق شـهـادت مـى دهـم كـه از اول انقلاب تاكنون و از پيش از انقلاب در زمانى كه احمد وارد اين نحو مسائل سياسى شده است از او رفتار يا گفتارى كه بر خلاف مسير انـقـلاب اسـلامـى ايـران بـاشـد نـديـده ام و در تـمـام مـراحـل از انـقـلاب پشتيبانى نموده و در مراحل پيروزى شكوهمند انقلاب معين و كمك كار من بوده و اسـت و كـارى كـه بـر خـلاف نـظـر مـن است انجام نمى دهد و در امور مربوطه چه در اعلاميه ها يا ارشادها بدون مراجعه به من تصرف و دخالتى نمى كند حتى در الفاظ اعلاميه ها بدون مراجعه دخـالت نـمـى كـند و اگر در امرى نظرى دارد تذكر مى دهد كه تذكراتش نيز صادقانه و بر خلاف مسير انقلاب و مصلحت نيست و من اگر تذكراتش را وعده ديدار،ص 100
پـسـرم تـو با آنكه در هيچ شغلى از شغلهاى سران اسلامى ايدهم الله تعالى وارد نيستى ، اين سيلى هاى طاقت فرسا را كه مى خورى براى آن است كه فرزند منى و به حسب فرهنگ غرب و شـرق بـايـد مـن و هـر كس به من نزديك و به ويژه تو كه از هر كس نزديكترى مورد تهمت و آزار و افـتـرا واقـع شـود. در حقيقت جرم تو اين است كه فرزند منى و اين در نظر آنان كم جرمى نيست .
وعده ديدار،ص 129
بـايد منتظر و مهيا باشى و اعتماد به حكمت و رحمت بى پايان او بكنى ، خواهى اين تهمتها و افـتـراهـا و آزارهاى بى پايان را تحفه اى از دوست براى سركوب نفسانيت خود بدانى و ابتلا امـتـحـانـى اسـت الهى براى خالص كردن بندگان خود، پس سيلى ها را بخور و شكر خداوند را به جا آور كه چنين عنايتى فرموده و آرزوى بيشتر كن .
وعده ديدار،ص 129
پـسـر عـزيـزم ! بـارهـا بـه مـن گـفـتـى كـه دربـاره تـو صـحـبـتـى كـه دال بر تبرئه تو از اين تهمتها است نكنم و اين را براى اسلام و مصلحت جمهورى اسلامى گفتى ، لكـن مـن اگـر در ايـن ورقه بر خلاف آنچه گفتى درباره تو چيزى بگويم براى اداء تكليف الهى است ... لكن تو مى دانى ساكت ماندن در مقابل تهمتها جرم و گناه است .
وعده ديدار،ص 129 - 130
احـمـد تـاكـنـون بـراى مـصـارف خـود ديـنـارى از بـيـت المال صرف نكرده و من از مال شخصى خودم زندگى او را اداره مى كنم .
وعده ديدار،ص 130
تولد: 1321
روستاي گلبوي كدكن تربت حيدريه
شهادت: 11صبح روز 23/12/63
محل شهادت: چهارراه جاده خندق
عدم تمكن مالي خانواده اجازه نداد تا ادامه تحصيل بدهد. روزها در كنار پدر مشغول كشاورزي بود و شب ها با شركت در محافل مذهبي به فراگيري قرآن و معارف اسلامي مي پرداخت.
٭٭٭
در سال 1347 با يك خانواده روحاني وصلت و زادگاهش را به مقصد مشهد ترك مي كند و در اتاقي محقر سكونت مي گزيند.
٭٭٭
در سال52 به هنگام بنايي در منزل يكي از روحانيان مبارز با درسهاي مقام معظم رهبري آشنا شد و تحولي عميق در بينش فكري او به وجود آمد.
٭٭٭
مبارزات سياسي گسترده اي داشت. ساواك او را به نام "اوستا عبدالحسين بنا" مي شناخت. در يكي از نوبت هاي دستگيري، ساواك دندانهاي اوستا عبدالحسين را شكست.
٭٭٭
وقتي انقلاب پيروز شد به سپاه پاسداران پيوست و با آغاز درگيري ضدانقلاب در كردستان به پاوه رفت.
٭٭٭
با شروع جنگ تحميلي به جبهه هاي جنوب عزيمت نمود و در اندك زماني به علت رشادتهايي كه از خود نشان داد، در عمليات فتح المبين به عنوان فرمانده گردان خط شكن منصوب شد، سپس به معاونت تيپ18 جوادالائمه(ع) و بعد از عمليات خيبر، ميمك و بدر به عنوان فرمانده تيپ18 جوادالائمه(ع) مشغول به خدمت شد.
وي شهره محافل خبري امپرياليسم بود به نحوي كه صدام در طول جنگ فقط براي سر دو نفر جايزه مي گذارد يكي شهيد كاوه در جبهه غرب و ديگري شهيد برونسي در جبهه هاي جنوب.
ادامه مطلب را بخوانید.
حضرت سکینه در طول زندگی خویش، حوادث و تحولات گوناگون سیاسی و اجتماعی، از جمله واقعه عظیم عاشورا را به چشم دید و به عنوان یکی از بازماندگان خاندان امامت، پیامرسان اهداف و احکام والای اسلام به شمار میآمد. وی با برگزاری محافل و مجالس علمی و ادبی، و نیز تبیین معارف بلند دینی در قالب اشعار نغز و فصیح و کمنظیر خویش، خدمت بسیار ارزشمندی به عالم اسلام نمود و الگوی بسیار خوبی برای همه بانوان جهان گردید.
ادامه مطلب را بخوانید.
معلم فراری
(به مناسبت شهادت حاج ابراهیم همت)

دانش آموزان مدرسه درگوشی باهم صحبت ميكنند.
بیشتر معلمها بجای اینكه در دفتر بنشینند و چای بنوشند، درحیاط مدرسه قدم ميزنند و با بچه ها صحبت ميكنند. آنها اینكار را از معلم تاریخ یاد گرفته اند. با اینكار ميخواهند جای خالی معلم تاریخ را پر كنند.
معلم تاریخ چند روزی است فراری شده. چند روز پیش بود كه رفت جلوی صف و با یك سخنرانی داغ و كوبنده، جنایتهای شاه و خاندانش را افشاء كرد و قبل از اینكه مأمورهای ساواك وارد مدرسه شوند، فرار كرد.
حالا سرلشكر ناجی برای دستگیری او جایزه تعیین كرده است.
یكی از بچه ها، درگوشی با ناظم صحبت ميكند. رنگ ناظم از ترس و دلهره زرد ميشود. درحاليكه دست و پایش را گم كرده ، هول هولكی خودش را به دفتر ميرساند. مدیر وقتی رنگ وروی او را ميبیند، جا ميخورد.
ـ چی شده، فاتحی ؟
ناظم آب دهانش را قورت ميدهد و جواب ميدهد : « جناب ذاكری، بچه ها ... بچه ها ... »
ـ جان بكن، بگو ببینم چی شده ؟
ـ جناب ذاكری، بچه ها ميگویند باز هم معلم تاریخ ...
آقای مدیر تا اسم معلم تاریخ را ميشنود، مثل برق گرفته ها از جا ميپرد و وحشت زده ميپرسد : « چی گفتی، معلم تاریخ ؟! منظورت همت است ؟»
ـ همت باز هم ميخواهد اینجا سخنرانی كند.
ـ ببند آن دهنت را. با این حرفها ميخواهی كار دستمان بدهی؟ همت فراری است، می فهمی؟ او جرأت نميكند پایش را تو این مدرسه بگذارد.
ـ جناب ذاكری، بچه ها با گوشهای خودشان از دهن معلمها شنیدهاند. من هم با گوشهای خودم از بچهها شنیدهام.
آقای مدیر كه هول كرده، می گوید : « حالا كی قرار است، همچین غلطی بكند ؟ »
ـ همین حالا !
ـ آخر الان كه همت اینجا نیست !
_ هرجا باشد، سر ساعت مثل جن خودش را ميرساند. بچه ها با معلمها قرار گذاشته اند وقتی زنگ را ميزنیم بجای اینكه به كلاس بروند، تو حیاط مدرسه صف بكشند برای شنیدن سخنرانی او.
ـ بچه ها و معلم ها غلط كردهاند. تو هم نمی خواهد زنگ را بزنی. برو پشت بلندگو، بچه ها را كلاس به كلاس بفرست. هر معلم كه سركلاس نرفت، سه روز غیبت رد كن. ميروم به سرلشكر زنگ بزنم. دلم گواهی ميدهد امروز جایزه خوبی به من و تو ميرسد!
ناظم با خوشحالی به طرف بلندگو ميرود.
از بلندگو، اسم كلاسها خوانده ميشود. بچه ها به جای رفتن كلاس، سرصف ميایستند. لحظاتی بعد، بیشتر كلاسها در حیاط مدرسه صف ميكشند.
ادامه مطلب را بخوانید.
امام مهدی اتحاد ملی و انسجام اسلامی

رهبر معظم انقلاب اسلامي با روشننگري و درك عميق از شرايط سياسي، اجتماعي داخل و خارج كشور، سال 1386 را سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» اعلام كردند و فرمودند:
به نظر من امسال، سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» است؛ يعني در درون ملت ما اتحاد كلمة همة آحاد ملت و قوميتهاي گوناگون و اصناف گوناگون ملي؛ و در سطح بينالمللي، انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد امت اسلامي از مذاهب گوناگون و وحدت كلمة آنها.
ايشان در نخستين سخنراني خود در سال جديد نيز ضمن تأكيد دوباره بر شعار امسال فرمودند:
ما اگر بخواهيم اتحاد ملي و انسجام اسلامي تحقق پيدا كند، بايد بر اصولي كه بين ما مشترك است، تكيه كنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعي كنيم كه مورد اختلاف است.
بيترديد تحقق اتحاد ملي و انسجام اسلامي نيازمند شناسايي مباني و پايههاي وحدت و انسجام و تلاش در راه تقويت و تحكيم اين مباني و پايههاست. اگرچه اصل اعتقاد به يگانگي خداوند و نبوت پيامبر خاتم حضرت محمدبن عبدالله(ص) ميتواند زمينهساز اتحاد ملت ايران با نژادها، رنگها و قوميتهاي مختلف آن و انسجام جهان اسلام با مليتها و مذاهب گوناگون آن گردد، اما به نظر ميرسد افزون بر اين عامل زمينهساز موضوع ديگري نيز وجود دارد كه ميتواند بر وحدت و انسجام امت اسلامي و اتحاد آنها در برابر دشمن واحد بيفزايد و آن چيزي نيست جز اعتقاد به ظهور امام مهدي(ع) به عنوان منجي موعود و آخرين بازمانده از اهل بيت پيامبر خاتم(ص).
ادامه مطلب را بخوانید.
به مناسبت نزدیک شدن به ۲۴ اسفند
انتخابات مجلس هشتم
آنچه شخصیت و هویت و اصالت یک ملت را می سازد،هم شامل دستاوردهای مادی آن ملت است و هم شامل کلیه دستاوردهای غیرمادی آن ، که به فرهنگ تعبیر می شود و این دو در مجموع مولفه تمدن را می سازند.
تفاوت و وجه تمایز اقوام و ملل نیز در ارزش و بزرگی این دستاوردها جلوه گر می شود و اشاعه و نشر دستاوردهای مادی و غیرمادی یک تمدن به اهمیت این دستاوردها و میزان وفاداری اقوام و ملل به اصول حاکم بر این دستاوردها بستگی دارد.
جهان بینی و نوع نگرش به جهان و راه و روش رسیدن به این نگرش و اتخاذ ایدئولوژی مناسب مایه تحقق مکتبی است که رعایت اصول و پایه های اعتقادی و ارزشی از تکالیف فرد ،فرد آن تمدن محسوب می شود و برپایی و ماندگاری جامعه و ملت را فراهم می آورد.
ادامه مطلب را بخوانید.

برای کوری چشم دشمنان جمهوری اسلامی
همه با هم در انتخابات شرکت می کنیم.

«الذین امنوا وهاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجة عندالله واولئک هم الفائزون یبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان وجنات لهم فیها نعیم مقیم »
(آنهای که ایمان آوردندو هجرت کردندو جهاد نمودند به مال وجان خود در راه خدا ،در نزد خداوند صاحب درجه بزرگتری هستند وهم ایشان اند رستگار ، پروردگار شان آنها را به رحمتی از نزد خود و نیز به خوشنودی خویش و به بهشت های مژده میدهد که در آن بااستفاده از نعمت های همیشگی جاودانه بسر میبرد حقا که در نزد خداوند مزدی بزرگ است )سوره توبه آیه ۲۰ و ۲۱
دست آوردهای مهم هجرت ،تشکیل امت وفداکاری حضرت محمد (ص)
یکی از دست آورد های مهم بعد ازهجرت حضرت محمد (ص) به مدینه اینست که اولین پایه های حکومت اسلامی را بنیان گذاشتند. در مسائل اجتماعی ،موضوعات سیاسی ، عبادتی ،حقوقی و جنگ وصلح با نزول آیات قرآن و رهنمائی ها وارشاداتی که پیامبر بزرگوار اسلام مینمودند؛ حضرت محمد (ص) به عنوان امام وپیشوای مسلمانان قرار گرفتند .
هجرت به مدینه شروع یک مدنیت جدید است که با جامعه قدیم فرق کلی دارد در جامعه جدید شجره خانواد گی ، حسب ونسب ،ثروت و دارائی ملاک و معیار شخصیت نیست . در جامعه جدید سفید وسیاه ، غنی وفقیر ، شریف زاده وعوام زاده برابر هستند و آن مردم را باسم «امت»میخوانند . پیش از هجرت معیار های قبیلوی و قومی ارزش خاصی داشت . اعضای قبیله از طرف رئیس واعضای قبیله محافظه ونگهداری میشدند . هرگاه ضرری ویا یکی از اعضای قبیله به قتل میرسید؛ قاتل یا قبیله اش مسئول بود به قبیله مقتول خون بها بدهد . هرگاه قبیله یکی از اعضای خود را طرد میکرد ؛ آن شخص محافظه وپشتیبانی قبیله را ازدست میداد وخون بهای آنرا قبیله اش نمیخواست . در جامعه جدید چنین نبود واختلافات نژادی ،طبقاتی ، مزایای اشراف و روسای قبائیل و مزیت وابستگی به قبایل مختلف از بین رفت وتمام مسلمانان از حیث تفوق مزایا متساوی گردیدند. درامت معیاربهتری تقوی میباشد«یایهاالناس انا خلقنکم من ذکر و انثی و جعلنکم شعوبا وقبائل لتعارفو ان اکرمکم عندالله اتقکم ان الله علیم خبیر» (سوره الحجرات آیه 13) (ای مردمان شما را از یک مرد ویک زن آفریدم و شما را جماعت ها وقبیله ها ساختم تا یکدیگر را بشناسید هر آئینه نزد خداوند بهترین شما با تقوی ترین شماست هر آئینه خداوند دانای باخبر است ) رئیس جامعه جدید موسوم به امت ، خداوند (ج) و حضرت محمد (ص) در روی زمین پیامبرمیباشد . هجرت بین دنیای قدیم و جهان جدید حد فاصل شدو عهد جاهلیت را از دوره اسلام جدا کرد . درین دوران مزایای طبقاتی به حدی از بین رفت که در بنای مسجد قباحضرت محمد (ص) پیامبر الله سبحانه وتعالی ،حضرت ابوبکر صدیق (رض)وحضرت عمر فاروق (رض)که از اشراف و سرمایه داران مکه بودند ، سنگ خاک به دوش خود حمل میکردند و گل وخشت میساختند و مثل مردمان عادی کار میکردند.
ادامه مطلب را بخوانید.

دستهاي بخشنده و نگاههاي مهرباني كه به خواست قلبي خود يا به در خواست ديگران بخشي از اموال خود را در راه خدا و براي مردم از فروختن و جا به جايي براي هميشه باز ميداشتند تا به بهترين شكل تجلي گاه صفات بخشندگي و رحمانيت پروردگار بزرگ باشند.
با اين كار شايسته و خداپسندانه بسياري از گرفتاريها از بين ميرفت و دلهاي زيادي شاد و خرم ميشد، بيپناهان بسياري سامان مييافتند و گرسنگان و تشنگان فراواني از خطر مرگ نجات پيدا ميكردند.
واژه وقف در لغت به معني ايستادگي و پايداري است و در اصطلاح فقهي بر نگه داشتن سرمايه، خانه، وسيله ، مغازه ، باغ ، ساختمان يا زمين و غيره براي هميشه بدون واگذاري اختيار فروش و جابه جايي و از بين بردن آن دلالت دارد كه حق بهره برداري يا سود و منفعت آن بر حسب نظر واقف، به همه يا عده خاصي از مردم تعلق خواهد گرفت.
ادامه مطلب را بخوانید.

اللهم عجل لولیک الفرج
ماه صفر رو به پایان است و کاروان سفر منازل آخر را می پیماید ولی هنوز کاروان دلم به سر منزل نرسیده است. و هنوز خون حسین(ع) روی زمین سرد کربلا می جوشد. آیا کاروان دلم با ظهور مهدی(عج) آرام میگیرد! دست بر دعا بر می داریم و در این روزهای پایانی ماه صفر دعا می کنیم تا ظهور حضرتش معجل گردد. انشا الله
میعاد: مسجد حضرت سجاد(ع) نایین
موعود: دهه آخر صفر. بعد از نماز مغرب و عشا
سخنران: استاد توانا و خطیب دانا حضرت حجه الاسلام میرزابیگی
امام جمعه شهرستان نایین
حرکت هیئت محسنیه مسجد حضرت سجاد(ع) مصادف با شب ازبعین به سمت امامزاده سلطان سبد علی
کانون فرهنگی هنری مسجد حضرت سجاد(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
محرم تمام شد و ماه صفر نیز روزهای پایانی خود را می گذراند و زمین و زمان در سوگ آخرین پیامبران رخت عزا بر تن دارد. داغ عزا همچنان بر دل عالمیان است. عزا برای حسین دل را زنده کرد ولی فرزندش رضا(ع) همچنان غریب است. و قبر برادرش حسن همچنان شب ها بی شمع و چراغ است. در عزای آل محمد(ص)
خیمه گاه همچنان پا بر جاست.......
حرکت هیئت محسنیه مسجد حضرت سجاد(ع) نایین
به سمت امامزاده سلطان سید علی
روز پنجشنبه ۱۶/۱۲/۸۶ مصادف با
شب شهادت حضرت رسول(ص) و امام حسن مجتبی(ع)
بعد از نماز مغرب عشا
کانون فرهنگی هنری مسجد حضرت سجاد(ع) نایین

چه صفایی داره وقتی آماده بشی برای حرم آروم آروم به نشانه احترام راه بری سرتو بندازی پایین وگرنه اینقدر عجله داری كه دوست داری عین كبوتراش پرواز كنی بشینی رو گنبد طلا .. با هر قدم دلت تندتر میزنه .میرسی به در حرم معنویت بهت غالب میشه در حرم رو میبوسی یه قدم میری جلوتر چشات كه به گنبد نورانیش میفته بی تاب میشی سرتو خم میكنی سلام میكنی ...
صدای زمزمه زائرا رو میشنوی یه سری كنار باب المراد نشستن منتظر شفای مریضشون هستن ... تو هم دلتو ببند به ضریح مگه نمیخوای این دل مریض هم شفا بگیره مگه نمیخوای این دل پر معصیت با یه نگاه آقا پاك بشه دلی كه جای هر كس و ناكس نیست دلی كه بهت دادن گفتن پاك نگهش میداری جای خداست ... چقدر بهش بی توجهی كردی چقدر با گناه سیاهش كردی به حضرت بگو دستم از همه جا كوتاهه گفتن بیا پیش غریب الغربا منم اومدم اینجا یه عنایتی كن آقا
ادامه مطلب را بخوانید.

یادش به خیر روز عرفه بود که واقعاْ حس کردم محرم نزدیک شده. اون روز بود که تقریباْ انتظارم به پایان رسیده بود. دیگه راحت می شد بوی سیب رو استشمام کرد. خیلی وقت بود که منتظر رسیدن محرم بودم. نمی دونم چرا وقتی محرم تموم میشه خیلی طول میکشه تا محرم سال بعد از راه برسه. حالا بعد از کلی وقت بهش رسیده بودم. نیم خواستم راحت از دستش بدم. چند روز قبل از محرم و روز های اول اون رو خیلی خوشحال بودم. آخه داشتم سر سفره ی فیض ازلی امام حسین(ع) ارضا می شدم. ولی حیف که اون روزا خیلی زود گذشت. بعد از روز عاشورا دیگه دلهره ی این رو داشتم که کی محرم تموم می شه. هر وقت اسم محرم و حسین(ع) میومد گریم می گرفت. آخه روزی من این شده بود که هر شب برم و برای آقام عزاداری کنم. هر وقت با خودم فکر میکردم میدیدم روز به روز به آخر محرم نزدیکتر میشیم. محرم تموم شد و ماه صفر رسید. بازم یه دلخوشی داشتم که میرم و برای غم های دل عمه ی سادات زینب(س) به سر و سینه میزنم. دیگه دلم داشت با اخت میگرفت. مثل کودکی که به شیر مادر نیاز داره و نمیتونی اونو ازش جدا کنی. ولی حیف که ماه صفر هم رو به پایانه و کاروان سفر هم داره منزل های آخرش رو طی میکنه. کاروان دل من هم به دنبال این کاروان افتاده ولی داره از اون عقب می افته. آره! درسته! محرم و صفر امسال هم داره تموم میشه. یادش به خیر روزهای اول می خوندیم:"سلام من به محرم...." ولی حالا باید بخونیم:"خدا حافظ ای ماه شور و عزا..." خیلی دلتنگم. آخه بعد از این دوباره باید منتظر بشینم تا فاطمیه بیاد. اصلاٌ معلوم نیست تا اون روز زنده باشم یا نه! ای کاش می شد اگه قراره به فاطمیه نرسم اقلاْ توی همین ماه صفر بمیرم. توی همین مجلسای روضه! آخ که این ایام داره تموم میشه و صدای جر س قافله به گوش میرسه. آخه دیگه دلم نمی یاد پیرهن سیاهم رو در بیارم. تازه بهش عادت کردم. بعد از این با خاطره ی شب هایی که برا اربابم عزاداری می کردم گریه میکنم. ای کاش همیشه محرم بود. اما حالا می خوام تو این دهه ی آخر هر چی که باید از امام حسین(ع) بگیرم رو بخوام. دیگه چیزی وقت نداریم. اگه همین چند روز هم تموم بشه باید یک سال حسرت بخوریم بخاطر چیزی که داشتیم و یک سال منتظر همچین روزهایی باشیم. پس بیایید فرصت رو از دست ندیم. شاید اعمالمون تو همین چند روز در روز قیامت بخ دردمون بخوره.
پس با هم دست به دعا بر میداریم:
اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا ما را تا محرم و صفر سال آینده زنده نگه دار و داغ محرم را بر دل ما مگذار.
خدایا مرگ ما را در مجالس آقا ابی عبدالله قرار بده.
خدایا اشک بر امام حسین(ع) را روزی هر روزه ی ما قرار بده.
خدایا کسانی که سالهای پیش در بین ما بودند ولی امسال طعم محرم رو نچشیدند را با اباعبدالله محشور کن.
خدایا ما را جز شهیدان در بین دو دست حضرت حجت با بدنی غرقه به خون همچون علی اکبر(س) قرار بده. شهادت سرخ حسینی نصیب ما بگردان.
آمین یا رب العالمین
| امام سجاد(ع) فرمود: آن خویشاوندان که خداوند تعالی به دوستی آنها امر فرموده و برای رسول الله اجر رسالت قرار داده ماییم. |
|
وقتی قافله اسیران کربلا به دمشق رسید، در کنار کوچهها مردم ایستاده بودند و تماشا میکردند. پیرمردی از شامیان جلو آمد و در مقابل قافله اسیران بایستاد و گفت: شکر خدای را که شما را کشت و شهرهای اسلام را از شرّ مردان شما آسوده ساخت و امیرالمؤمنین یزید را بر شما پیروزی داد. امام زینالعابدین(ع) به آن پیرمرد، که در آن سن و سال از تبلیغات زهرآگین اموی در امان نمانده بود، فرمود: ای شیخ، آیا قرآن خواندهای؟ گفت: آری. فرمود: این آیه را قرائت کردهای: قل لا أسئلکم علیه أجرا إلّا المودّة فی القربیٰ. گفت: آری. امام سجاد(ع) فرمود: آن خویشاوندان که خداوند تعالی به دوستی آنها امر فرموده و برای رسول الله اجر رسالت قرار داده ماییم. سپس آیه تطهیر را که در حقّ اهلبیت پیغمبر(ص) است تلاوت فرمود: إنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهلالبیت و یطهّرکم تطهیراً. پیرمرد گفت: این آیه را خواندهام. امام(ع) فرمود: مراد از این آیه ماییم که خداوند ما را از هر آلایش ظاهر و باطن پاکیزه داشته است. پیرمرد بسیار تعجب کرد، گریست و گفت: چقدر من بیخبر ماندهام. سپس به امام(ع) عرض کرد: اگر توبه کنم آیا توبهام پذیرفته است؟ امام(ع) به او اطمینان داد. این پیرمرد را به سبب همین آگاهی شهید کردند. |
به مناسبت اول اسفند ماه سالروز شهادت سردار رشید اسلام
حاج حسین خرازی
روز جمعه ماه محرم سال 1336 در یكی از محلههای مستضعف نشین اصفهان به نام «كوی كلم» خانواده با ایمان خرازی مفتخر به قدوم سربازی از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب، زینت بخش دوران كودكی او بود و در همان ایام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس دینی راه یافت و به تحصیل علوم در مدرسهای كه معلمان آنجا افرادی متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از تكالیف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سید» رفته با صدای پرطنینش اذان و تكبیر میگفت.

ادامه مطلب را بخوانید.
|
|
|
|
ادامه مطلب را بخوانید.
عمار یاسر کیست؟
یاسر, پدر عمّار, اهل یمن بود. همراه دو برادرش به مکه آمدند و مقیم آن شهر شدند. یاسر سال ها بعد با سمیّه ازدواج کرد و عمّار, ثمره این ازدواج بود.
پس از بعثت پیامبر خدا, یاسر و سمیّه از پیشگامان پذیرش اسلام بودند و در آن دوران سخت در مکه, شدیدترین شکنجه ها را به خاطر توحید و مسلمانى تحمل کردند و سرانجام زیر شکنجه هاى طاقت فرساى مشرکان قریش شهید شدند.
عمار, فرزند جوان این دو قهرمان شهید, با قلبى مالامال از عشق به اسلام و حضرت محمد(ص) آن دوران سخت را پشت سر گذاشت و همراه اولین گروه از مسلمانان که به سرپرستى جعفر بن ابى طالب به حبشه هجرت کردند, به آن دیار رفت و پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه, به آن حضرت پیوست و همه توان خود را در خدمت به اسلام و قرآن و در رکاب پیامبر اسلام به کار گرفت.
حضرت محمد(ص) درباره او فرمود: سراپاى عمار را ایمان پر کرده, و ایمان با گوشت و خونش آمیخته است. ستایش هاى فراوان پیامبر خدا از عمار یاسر, از او چهره اى دوست داشتنى, الگوى ایمان, اسوه حق و تجسّم ارزش هاى قرآنى ساخته است و این سخن آن حضرت که: عمار, یکى از چهار نفرى است که بهشت, مشتاق آنان است,4 یکى از این گونه سخنان ستایش آمیز است.
ادامه مطلب را بخوانید.
انا لله و انا الیه راجعون
در گذشت یار دیرین امام(ره) و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام حضرت آیه ا... محمد رضا توسلی را خدمت مقام معظم رهبری(دامت برکاته) و عموم مردم ایران تسلیت می گوییم.
ادامه مطلب را بخوانید.
سلمان فارسی از صحابه مشهور پیامبر اسلام و از شخصیتهای بزرگ اسلام می باشد.سلمان فارسی یا همان روزبه محمدی اسیر ایرانیانی ایست که محمد مصطفی اورا از اهل بیت خواند طراح اصلی جنگ خندق او بوده . در بعضی از کتب سن ایشان را به حدود چهار صد سال روایت شده که البته با توجه به اینکه در روایات عمر نوح به نزدیک هزار سال و آدم 1035 و حوا 1036 ذکر شده چیز تعجب آوری نیست . او از اصحاب علی ابن ابی طالب بوده و در اتنهای عمر خود والی مدائن گردید . می گویند روزی که او خواست برای حکومت وارد مدائن شود سوار بر الاغی بوده مردم از او سراغ کاروان والی را می گیرند و او پس از معرفی خود در همان نقطه شروع به رسیدگی به امورات مردم میکند.
ادامه مطلب را بخوانید.
| ||||
| ||||
متن حکم امام در مورد ارتداد سلمان رشدی:

بسمه تعالی
انالله و انا الیه راجعون
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
۶۷/۱۱/۲۵
ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای (حفظه الله ):
عکس العمل و ضربه متقابل امام آن قدر قوی بود که روحیه استکبار را شدیداً تضعیف کرد و جنجال آفرینیها، تهمتها و فشارهایی که دستگاههای استکباری وارد کردند از همین امر ناشی می شود. آنها تلاش کردند تا شاید بتوانند در این حکم استوار الهی خدشه ای وارد کنند امام نتوانستند و از این پس هم نخواهند توانست.
حکم امام در مورد سلمان رشدی بر آیات الهی متکی است و همانند آیات الهی مستحکم و غیرقابل خدشه است. این مسأله راه حل ساده ای دارد و گره ای نیست که باز نشود: سلمان رشدی یک مجرم است و حکم الهی باید در مورد او اجرا شود.
***
مسأله سلمان رشدی هیچ راه حل دیگری ندارد. تیری است که خوب هدف گیری و شلیک شده و لاجرم به هدف خواهد خورد.
انتشار کتاب آیات شیطانی حرکت زشتی است که دو جنبه دارد: یکی اهانت به یک میلیارد انسان، و دیگری حمایت برخی سیاست ها و دولت ها از این حرکت زشت است. آزادی بیان هیچ گاه شامل اهانت به پیامبران و مقدّسات مردم نمی شود.
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام آقای سیدحسن نصرالله
شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقای حاج عماد مغنیه برای خود او كه سراپا عشق و شور جهاد فی سبیل الله بود فوزی عظیم و سرانجامی سعادتبار است و برای ملت لبنان كه چنین مردان بزرگی را پرورده و به عرصه ی آزادیخواهی و مبارزه با ستم، تقدیم كرده، مایه ی سرافرازی و سربلندی است.
فقدان این مرد آزاده ی فداكار و برجسته، اگر چه برای همه ی انسانهای شریف و همه ی آنان كه او را می شناختند بویژه برای والدین و همسر و فرزندان عزیز و دیگر كسان و یارانش دردناك است، ولی زندگی و مرگ انسانهائی مانند او، حماسه ئی است كه ملتها را بیدار میكند و به جوانان الگو میدهد و افقهای روشن و راه رسیدن به آن را برای همه ترسیم مینماید.
صهیونیستهــای خونخوار و جنایتكار بدانند كه خون مطهر شهیدانی همچون عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می آفریند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغیان را دو چندان میكند. مردانی چون این شهید بزرگوار زندگی و آسایش و بهره مندیهای مادی خود را در راه دفاع از مظـلوم و مبـارزه با ظلم و استكبار فــدا كردند. و این ارزش والائی است كه همه ی وجــدانهای انسـانی در برابر آن سر تعظیــم فــرود میـآورند. رضـــوان خدا بر او و بر همه ی مجاهدان راه حق باد.
من این شهـــادت بزرگ را به شخص شمـا و به خـانواده ی گرامیش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همه ی ملت لبنان تبریك و تسلیت میگویم.
والسلام علیه و علیكم ورحمةالله
سیدعلی خامنه ای
25/بهمن/1386

عصر روز سه شنبه در خرابه در كنار حضرت زينب(س) نشسته بود. جمعي از كودكان شامي را ديد كه در رفت و آمد هستند.
پرسيد: عمه جان! اينان كجا مي روند؟ حضرت زينب(س)فرمود: عزيزم اين ها به خانه هايشان مي روند. پرسيد: عمه! مگر ما خانه نداريم؟ فرمودند: چرا عزيزم، خانه ما در مدينه است. تا نام مدينه را شنيد، خاطرات زيباي همراهي با پدر در ذهن او آمد.
بلافاصله پرسيد: عمه! پدرم كجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل ديگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوي غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسي از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤيا پدر را ديد. سراسيمه از خواب بيدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جويي نمود، به گونه اي كه با صداي ناله و گريه او تمام اهل خرابه به شيون و ناله پرداختند.
خبر را به يزيد رساندند، دستور داد سر بريده پدرش را برايش ببرند. رأس مطهر سيد الشهدا را در ميان طَبَق جاي داده، وارد خرابه كردند و مقابل اين دختر قرار دادند. سرپوش طبق را كنار زد، سر مطهر سيد الشهدا را ديد، سر را برداشت و د رآغوش كشيد.
بر پيشاني و لبهاي پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه كسي صورت شما را به خونت رنگين كرد؟ پدر جان چه كسي رگهاي گردنت را بريده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذي أَيتَمَني علي صِغَرِ سِنِّيِ» چه كسي مرا در كودكي يتيم كرد؟ پدر جان يتيم به چه كسي پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان كاش خاك را بالش زير سرم قرار مي دادم، ولي محاسنت را خضاب شده به خونت نمي ديدم.
دختر خردسال حسين(ع) آن قدر شيرين زباني كرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خيال كردند به خواب رفته. وقتي به سراغ او آمدند، از دنيا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.
شرح شمع: صفحه 310 - نفس المهموم456 -الدمع الساكه 5/141

در شب ميلاد آخرين بازمانده كربلاي عطش (بنا به روایتی سوم ماه صفر يا اول رجب)، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقيع گره میخورد، آنجا که مأوی شكافنده دانش هاست.
چشم هايت را مي بندي و ديوار بقيع را در برابرت مييابي و آنگاه كه شبكه هاي پنجره را لمس ميكني مرغ جانت پر مي كشد كه بر مزار هاي مطهر و پاكشان حضور يابي، صورت بر خاك معطرشان بگذاري و با سوز دل غربت اشان را گريه كني. اين جا مدينه است اين جا بقيع است و اين چهار بقعه تاريك و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را مينگري كه تنها با سنگي بر روي آنها نشان از مزار شريف گلي از بوستان محمد (ص) دارند.
گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ امامی که شكافنده دانش ها، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است. امام علم كه چشمههاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و ميتراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايتها و كلمات قصار و نصيحت هاست.
شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
ادامه مطلب را بخوانید.
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز پنجشنبه در ديدار فرماندهان و هزاران نفر از اعضاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، عمليات رواني دشمنان را براي تضعيف روحيه ملت ايران، نشانه ضعف و استيصال آنان خواندند و تأكيد كردند: اين ملت بزرگ، روز 22 بهمن گرمتر، پرشورتر و فعالتر از هميشه، در سراسر ميهن عزيز، به ميدان مي آيد و به جهانيان ثابت مي كند كه همچنان با هوشياري و قدرت، به راه پرافتخار خود ادامه مي دهد. | |||
ادامه مطلب را بخوانید.
كليد انقلاب اسلامي از دهه ۱۳۴۰و به ويژه محرم ۱۳۴۲در ايران زده شد.قيام خونين ۱۵خرداد ۱۳۴۲مقدمه اي شد براي آغاز موجي عظيم عليه رژيم ستم شاهي پهلوي كه نتيجه آن پيروزي انقلاب اسلامي در ۲۲بهمن ۱۳۵۷بود.
![]()
معمار كبير انقلاب امام خميني (ره)در مورد قيام خونين ۱۵خرداد فرمودند:
"ملت عظيم الشان در سال روز اين قيام انفجارآميزي كه مصادف با ۱۵خرداد ۴۲بود، با الهام از عاشورا، آن قيام كوبنده را به بار آورد، اگر عاشورا و گرمي و شور و انفجار آن نبود، معلوم نبود چنين قيامي واقع شود." در سال ۱۳۵۷نيز هنگامي كه محرم"ماه پيروزي خون بر شمشير" فرا رسيد، شور انقلابي مردم با عزاداري سالار شهيدان در هم آميخت و جلوه اي از عشق، حماسه و ايثار آفريد.
با نزديك شدن ايام سوگواري اباعبدالله حسين (ع)،رژيم پهلوي فشار بر مردم را دو چندان كرد. از ۲۲آبان ماه حكومت نظامي و ممنوعيت رفت و آمد از ساعت ۹شب به بعد اعلام شد.
مردم در نخستين شب از دهه اول ماه محرم به پشت بام هاي خانهها رفتند و با سر دادن "الله اكبر" شكلي جديد از اعتراض ضد شاهي را نشان دادند. به رغم اطلاعيه هاي دولت نظامي تيمسار "ازهاري " مبني بر ممنوعيت آمد وشد، برخي از مردم در تهران با ناديده گرفتن ساعات منع عبور و مرور به خيابانها ريختند و تظاهرات كردند. نظاميان در ابتدا با شليك هوايي خواستار پراكندگي مردم شدند اما سپس مردم را به گلوله بستند. روز بعد دولت وقت اعلام كرد كه در درگيري شب گذشته ۷تن كشته و ۲۴تن زخمي شدند.
اين در حالي است كه برخي منابع خارجي از جمله سفير وقت انگليس تعداد كشتهشدگان را حدود ۵۰۰تن ذكر كردند.
در اين ايام رژيم پهلوي با شدت بخشيدن به خشونتها در شهرستانها نيز حملات گسترده ضد مردمي را افزايش داد.عمال رژيم پهلوي به تظاهركنندگان در صحن امام رضا (ع) در مشهد مقدس حمله كردند كه اين امر منجر به كشته و زخمي شدن دهها تن شد. در ۶آذر ماه ۵۷امام خميني به مناسبت اين حمله، عزاي عمومي اعلام و مردم را به ادامه مبارزه دعوت كردند.
اقبال عمومي از اين دعوت و سخنان پرشور روحانيون و وعاظ در مساجد و تكايا و حسينهها و ديگر محافل مذهبي منجر به حضور چشمگير مردم به ويژه جوانان در اين محافل شد. تاكيد سخنرانان بر الگو پذيري از سالار شهيدان و خاندان عصمت و طهارت و ترغيب مردم به ايستادگي در مقابل سلطنت منفور يهلوي و درباريان فاسد به گونه اي مردم را به خروش آورد كه رژيم پهلوي ناچار به عقب نشيني شد.
سركردگان رژيم فاسد و منحط پهلوي كه ميديدنداقدامات سخت گيرانه و سركوب گرانه آنها،خشم و انزجار مردم عليه رژيم را افزايش داده و آنها را منسجم تر و مصمم تر از گذشته كرده است تصميم گرفتند براي جلوگيري از غليان احساسات مردمي، اندكي از فشارها بكاهند. از اين رو عزاداري و راه پيمايي در روز تاسوعا و عاشوراي حسيني آزاداعلام شد.با تقسيم كردن تهران به دو قسمت شمالي و جنوبي، عزاداران تنها ميتوانستند در قسمت جنوبي شهر به عزاداري بپردازند.
ادامه مطلب را بخوانید.
شهادت جانگداز سید الساجدین زین العابدین حضرت علی ابن الحسین(ع) را به پیشگاه والای حضرت حجت(عج) و محضر مقام معظم رهبری و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم.
امام على بن الحسين(ع)، مشهور به زين العابدين و سجاد بنا به نقل مشهور در سال 38 هجرى در مدينه به دنيا آمد. در هنگام حادثه كربلا 22 يا 23 سال سن داشته و بنا به نظريه بيشتر دانشمندان اسلامى از برادر شهيدش حضرت على اكبر، كوچكتر بوده است.
حيات اجتماعى، فرهنگى، سياسى و علمى امام سجاد(ع) از زواياى گوناگون قابل بررسى است. يكى از ابعاد زندگى امام سجاد(ع) همراهى او در قيام كربلا و پيام رسانى آن نهضت بزرگ است.
قيام بزرگ عاشورا ماندگارترين نهضت اسلامى است كه در محرم سال 61 قمرى روى داده است. اين نهضت داراى دو مرحله بود. برهه نخست، آفرينش و شكل گيرى و جهاد و جانبازى و دفاع از كرامت اسلامى و دعوت به اقامه عدل و احياى دين محمدى و سنت و سيره نبوى و علوى بوده كه به رهبرى امام حسين(ع) از نيمه ماه رجب سال 60 هجرى آغاز و در دهم محرم سال 61 هجرى به فرجام رسيد. مرحله دوم، دوره پيام رسانى و تثبيت ارزشهاى نهضت و عرصه جهاد فرهنگى و تبيين آرمانهاى آن قيام مقدس بود كه به رهبرى امام على بن الحسين(ع) تداوم يافت.
امامت شيعه و رهبرى نهضت كربلا در عصرى به امام سجاد(ع) منتهى گشت كه او به همراه نزديكترين افراد خاندان آل على(ع) به اسارت مى رفتند. آل على(ع) آماج تيرهاى ستم و تهمت و افترائات سياستمداران بنى اميه قرار داشتند، ارزشهاى دينى دستخوش تحريف و تغيير امويان قرار گرفته، روحيه شجاعت و حميت اسلامى و باورهاى دينى مردم سست، احكام دينى بازيچه نالايقان اموى شده، خرافه گرى رواج يافته، روحيه شهامت و شهادت طلبى در زير شلاق و شكنجه و ارعاب امويان محو گشته بود. سختگيرى هاى بى حد و حصر، مصادره اموال و تخريب خانه هاى آل هاشم، محروم ساختن آنها از امتيازات جامعه اسلامى، جلوگيرى مردم از هرگونه ارتباط با خاندان وحى و به انزوا كشاندن امام معصوم(ع) از مهمترين سياستهاى حاكمان اموى در مبارزه با اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بوده است.
امام زين العابدين(ع) در چنين عصر و جوى رسالت و امامت خود را آغاز كرد. در صورتى كه تنها سه تن پيرو واقعى داشت، حركت جهاد فرهنگى و پرورش شخصيتها را در دستور كار خود قرار داد و با يك حركت عميق و دامنه دار به ايفاى نقش پيشوايى خود پرداخت اين رويكرد امام سجاد(ع) زمينه ساز انقلاب فرهنگى امام باقر(ع) و امام صادق(ع) گشت. از اين رو برخى از نويسندگان، آن حضرت را «باعث الاسلام من جديد» ناميدند.
ادامه مطلب را بخوانید.

در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست. امّا از صحنه هاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهى هاى زیادى از تاریخ به دست نمى آید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت كربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچگونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمى خورد؛ آنچه كه هست از این تاریخ به بعد است.
اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زین العابدین(ع) در قیام حسینى، مربوط به شب عاشورا است. او خود مى گوید:
شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالى كه بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار او را بشنوم. پدرم فرمود: خدا را ستایش مى كنم و در تمام خوشى و ناخوشى او را سپاس مى گویم.... من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهل بیتم نمى شناسم. خداوند شما را جزاى نیك عنایت كند. من مى دانم كه فردا كار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مى دهم و بیعت خود را از شما بر مى دارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنید و هر یك از شما دست یك تن از اهل بیت مرا بگیرید و در شهرها پراكنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد.
در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست. امّا از صحنه هاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهى هاى زیادى از تاریخ به دست نمى آید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت كربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچگونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمى خورد؛ آنچه كه هست از این تاریخ به بعد است.
اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زین العابدین(ع) در قیام حسینى، مربوط به شب عاشورا است. او خود مى گوید:
شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالى كه بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار او را بشنوم. پدرم فرمود: خدا را ستایش مى كنم و در تمام خوشى و ناخوشى او را سپاس مى گویم.... من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهل بیتم نمى شناسم. خداوند شما را جزاى نیك عنایت كند. من مى دانم كه فردا كار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مى دهم و بیعت خود را از شما بر مى دارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنید و هر یك از شما دست یك تن از اهل بیت مرا بگیرید و در شهرها پراكنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد.

این مردم تنها مرا مى خواهند و چون بر من دست یابند با شما كارى ندارند».
امام على بن الحسین(ع) در آن شب كه بیمار نیز بود، شب غریبى را سپرى مى كرد. و با چشمان خویش عظمت روح حسین بن على(ع) و شهامت و وفادارى اصحاب را دید و خود را براى روزهاى واپسین آماده مى ساخت.
در صحنه دیگر از آن شب مى خوانیم كه امام سجاد(ع) مى فرماید:
«شبى كه بامداد آن پدرم كشته شد من بیمار بودم و عمه ام زینب پرستار من بود. پدرم در حالى كه این بیتها را زمزمه مى كرد نزد من آمد:
یا دهر افٍّ لك من خلیل كَمْ لَكَ فى الاشراق و الأَصیل
من طالبٍ و صاحبٍ قتیل و الدّهر لایقَنُع بالبدیل
و انّما الأمر الى الجلیل و كلُّ حىٍّ سالكُ سبیل
من مقصود پدرم را از خواندن این بیتها دریافتم و گریه گلویم را گرفت امّا گریه خود را باز داشتم و دانستم كه مصیبت فرود آمده است».
تقریباً همه مورخان بر این باورند كه امام سجاد(ع) در صحنه كربلا بیمار بود و این بیمارى نیز حكمت و مصلحت الهى براى امت اسلام بوده تا در سایه آن وجود حجت خداوند در زمین حفظ شود و امر خلافت و وصایت رسول(ص) تداوم یابد. و به همین دلیل در میدان رزم كربلا حضور نیافت.
او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود كه از كربلا زنده باز گشت تا پرچمدار هدایت امّت باشد.

از جمله راهبردهاى سیاسى امام زین العابدین(ع) در عصر خفقان امویان، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان كربلا كه در واقع زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت و ایثار بوده، مى باشد. در مناقب ابن شهر آشوب از امام صادق(ع) آمده است كه على بن الحسین(ع) مدَّت بیست سال براى پدرش مى گریست و همین كه براى او سفره غذا مى آوردند و آب و نان را مى دید، بى اختیار اشك از چشمانش سرازیر مى گشت، تا آنجا كه روزى یكى از غلامان امام، آن حضرت را از این عمل، باز داشت و عرض كرد: مى ترسم از شدت اندوه جان سپارى!. امام زین العابدین(ع) در پاسخ او فرمود: من اندوه خود را به درگاه خداوند مى برم. غم مرا جز او نمى داند و من به او پناه مى برم و آنچه من مى دانم شما نمى دانید. سپس فرمود: من هر وقت قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد مى آورم، بغض گلویم را مى گیرد و نمى توانم خوددارى كنم.




.jpg)

