انا لله و انا الیه راجعون
در گذشت یار دیرین امام(ره) و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام حضرت آیه ا... محمد رضا توسلی را خدمت مقام معظم رهبری(دامت برکاته) و عموم مردم ایران تسلیت می گوییم.
ادامه مطلب را بخوانید.
سلمان فارسی از صحابه مشهور پیامبر اسلام و از شخصیتهای بزرگ اسلام می باشد.سلمان فارسی یا همان روزبه محمدی اسیر ایرانیانی ایست که محمد مصطفی اورا از اهل بیت خواند طراح اصلی جنگ خندق او بوده . در بعضی از کتب سن ایشان را به حدود چهار صد سال روایت شده که البته با توجه به اینکه در روایات عمر نوح به نزدیک هزار سال و آدم 1035 و حوا 1036 ذکر شده چیز تعجب آوری نیست . او از اصحاب علی ابن ابی طالب بوده و در اتنهای عمر خود والی مدائن گردید . می گویند روزی که او خواست برای حکومت وارد مدائن شود سوار بر الاغی بوده مردم از او سراغ کاروان والی را می گیرند و او پس از معرفی خود در همان نقطه شروع به رسیدگی به امورات مردم میکند.
ادامه مطلب را بخوانید.
| ||||
| ||||
متن حکم امام در مورد ارتداد سلمان رشدی:

بسمه تعالی
انالله و انا الیه راجعون
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
۶۷/۱۱/۲۵
ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای (حفظه الله ):
عکس العمل و ضربه متقابل امام آن قدر قوی بود که روحیه استکبار را شدیداً تضعیف کرد و جنجال آفرینیها، تهمتها و فشارهایی که دستگاههای استکباری وارد کردند از همین امر ناشی می شود. آنها تلاش کردند تا شاید بتوانند در این حکم استوار الهی خدشه ای وارد کنند امام نتوانستند و از این پس هم نخواهند توانست.
حکم امام در مورد سلمان رشدی بر آیات الهی متکی است و همانند آیات الهی مستحکم و غیرقابل خدشه است. این مسأله راه حل ساده ای دارد و گره ای نیست که باز نشود: سلمان رشدی یک مجرم است و حکم الهی باید در مورد او اجرا شود.
***
مسأله سلمان رشدی هیچ راه حل دیگری ندارد. تیری است که خوب هدف گیری و شلیک شده و لاجرم به هدف خواهد خورد.
انتشار کتاب آیات شیطانی حرکت زشتی است که دو جنبه دارد: یکی اهانت به یک میلیارد انسان، و دیگری حمایت برخی سیاست ها و دولت ها از این حرکت زشت است. آزادی بیان هیچ گاه شامل اهانت به پیامبران و مقدّسات مردم نمی شود.
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام آقای سیدحسن نصرالله
شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقای حاج عماد مغنیه برای خود او كه سراپا عشق و شور جهاد فی سبیل الله بود فوزی عظیم و سرانجامی سعادتبار است و برای ملت لبنان كه چنین مردان بزرگی را پرورده و به عرصه ی آزادیخواهی و مبارزه با ستم، تقدیم كرده، مایه ی سرافرازی و سربلندی است.
فقدان این مرد آزاده ی فداكار و برجسته، اگر چه برای همه ی انسانهای شریف و همه ی آنان كه او را می شناختند بویژه برای والدین و همسر و فرزندان عزیز و دیگر كسان و یارانش دردناك است، ولی زندگی و مرگ انسانهائی مانند او، حماسه ئی است كه ملتها را بیدار میكند و به جوانان الگو میدهد و افقهای روشن و راه رسیدن به آن را برای همه ترسیم مینماید.
صهیونیستهــای خونخوار و جنایتكار بدانند كه خون مطهر شهیدانی همچون عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می آفریند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغیان را دو چندان میكند. مردانی چون این شهید بزرگوار زندگی و آسایش و بهره مندیهای مادی خود را در راه دفاع از مظـلوم و مبـارزه با ظلم و استكبار فــدا كردند. و این ارزش والائی است كه همه ی وجــدانهای انسـانی در برابر آن سر تعظیــم فــرود میـآورند. رضـــوان خدا بر او و بر همه ی مجاهدان راه حق باد.
من این شهـــادت بزرگ را به شخص شمـا و به خـانواده ی گرامیش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همه ی ملت لبنان تبریك و تسلیت میگویم.
والسلام علیه و علیكم ورحمةالله
سیدعلی خامنه ای
25/بهمن/1386

عصر روز سه شنبه در خرابه در كنار حضرت زينب(س) نشسته بود. جمعي از كودكان شامي را ديد كه در رفت و آمد هستند.
پرسيد: عمه جان! اينان كجا مي روند؟ حضرت زينب(س)فرمود: عزيزم اين ها به خانه هايشان مي روند. پرسيد: عمه! مگر ما خانه نداريم؟ فرمودند: چرا عزيزم، خانه ما در مدينه است. تا نام مدينه را شنيد، خاطرات زيباي همراهي با پدر در ذهن او آمد.
بلافاصله پرسيد: عمه! پدرم كجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل ديگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوي غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسي از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤيا پدر را ديد. سراسيمه از خواب بيدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جويي نمود، به گونه اي كه با صداي ناله و گريه او تمام اهل خرابه به شيون و ناله پرداختند.
خبر را به يزيد رساندند، دستور داد سر بريده پدرش را برايش ببرند. رأس مطهر سيد الشهدا را در ميان طَبَق جاي داده، وارد خرابه كردند و مقابل اين دختر قرار دادند. سرپوش طبق را كنار زد، سر مطهر سيد الشهدا را ديد، سر را برداشت و د رآغوش كشيد.
بر پيشاني و لبهاي پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه كسي صورت شما را به خونت رنگين كرد؟ پدر جان چه كسي رگهاي گردنت را بريده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذي أَيتَمَني علي صِغَرِ سِنِّيِ» چه كسي مرا در كودكي يتيم كرد؟ پدر جان يتيم به چه كسي پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان كاش خاك را بالش زير سرم قرار مي دادم، ولي محاسنت را خضاب شده به خونت نمي ديدم.
دختر خردسال حسين(ع) آن قدر شيرين زباني كرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خيال كردند به خواب رفته. وقتي به سراغ او آمدند، از دنيا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.
شرح شمع: صفحه 310 - نفس المهموم456 -الدمع الساكه 5/141

در شب ميلاد آخرين بازمانده كربلاي عطش (بنا به روایتی سوم ماه صفر يا اول رجب)، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقيع گره میخورد، آنجا که مأوی شكافنده دانش هاست.
چشم هايت را مي بندي و ديوار بقيع را در برابرت مييابي و آنگاه كه شبكه هاي پنجره را لمس ميكني مرغ جانت پر مي كشد كه بر مزار هاي مطهر و پاكشان حضور يابي، صورت بر خاك معطرشان بگذاري و با سوز دل غربت اشان را گريه كني. اين جا مدينه است اين جا بقيع است و اين چهار بقعه تاريك و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را مينگري كه تنها با سنگي بر روي آنها نشان از مزار شريف گلي از بوستان محمد (ص) دارند.
گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ امامی که شكافنده دانش ها، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است. امام علم كه چشمههاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و ميتراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايتها و كلمات قصار و نصيحت هاست.
شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
ادامه مطلب را بخوانید.
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز پنجشنبه در ديدار فرماندهان و هزاران نفر از اعضاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، عمليات رواني دشمنان را براي تضعيف روحيه ملت ايران، نشانه ضعف و استيصال آنان خواندند و تأكيد كردند: اين ملت بزرگ، روز 22 بهمن گرمتر، پرشورتر و فعالتر از هميشه، در سراسر ميهن عزيز، به ميدان مي آيد و به جهانيان ثابت مي كند كه همچنان با هوشياري و قدرت، به راه پرافتخار خود ادامه مي دهد. | |||
ادامه مطلب را بخوانید.
كليد انقلاب اسلامي از دهه ۱۳۴۰و به ويژه محرم ۱۳۴۲در ايران زده شد.قيام خونين ۱۵خرداد ۱۳۴۲مقدمه اي شد براي آغاز موجي عظيم عليه رژيم ستم شاهي پهلوي كه نتيجه آن پيروزي انقلاب اسلامي در ۲۲بهمن ۱۳۵۷بود.
![]()
معمار كبير انقلاب امام خميني (ره)در مورد قيام خونين ۱۵خرداد فرمودند:
"ملت عظيم الشان در سال روز اين قيام انفجارآميزي كه مصادف با ۱۵خرداد ۴۲بود، با الهام از عاشورا، آن قيام كوبنده را به بار آورد، اگر عاشورا و گرمي و شور و انفجار آن نبود، معلوم نبود چنين قيامي واقع شود." در سال ۱۳۵۷نيز هنگامي كه محرم"ماه پيروزي خون بر شمشير" فرا رسيد، شور انقلابي مردم با عزاداري سالار شهيدان در هم آميخت و جلوه اي از عشق، حماسه و ايثار آفريد.
با نزديك شدن ايام سوگواري اباعبدالله حسين (ع)،رژيم پهلوي فشار بر مردم را دو چندان كرد. از ۲۲آبان ماه حكومت نظامي و ممنوعيت رفت و آمد از ساعت ۹شب به بعد اعلام شد.
مردم در نخستين شب از دهه اول ماه محرم به پشت بام هاي خانهها رفتند و با سر دادن "الله اكبر" شكلي جديد از اعتراض ضد شاهي را نشان دادند. به رغم اطلاعيه هاي دولت نظامي تيمسار "ازهاري " مبني بر ممنوعيت آمد وشد، برخي از مردم در تهران با ناديده گرفتن ساعات منع عبور و مرور به خيابانها ريختند و تظاهرات كردند. نظاميان در ابتدا با شليك هوايي خواستار پراكندگي مردم شدند اما سپس مردم را به گلوله بستند. روز بعد دولت وقت اعلام كرد كه در درگيري شب گذشته ۷تن كشته و ۲۴تن زخمي شدند.
اين در حالي است كه برخي منابع خارجي از جمله سفير وقت انگليس تعداد كشتهشدگان را حدود ۵۰۰تن ذكر كردند.
در اين ايام رژيم پهلوي با شدت بخشيدن به خشونتها در شهرستانها نيز حملات گسترده ضد مردمي را افزايش داد.عمال رژيم پهلوي به تظاهركنندگان در صحن امام رضا (ع) در مشهد مقدس حمله كردند كه اين امر منجر به كشته و زخمي شدن دهها تن شد. در ۶آذر ماه ۵۷امام خميني به مناسبت اين حمله، عزاي عمومي اعلام و مردم را به ادامه مبارزه دعوت كردند.
اقبال عمومي از اين دعوت و سخنان پرشور روحانيون و وعاظ در مساجد و تكايا و حسينهها و ديگر محافل مذهبي منجر به حضور چشمگير مردم به ويژه جوانان در اين محافل شد. تاكيد سخنرانان بر الگو پذيري از سالار شهيدان و خاندان عصمت و طهارت و ترغيب مردم به ايستادگي در مقابل سلطنت منفور يهلوي و درباريان فاسد به گونه اي مردم را به خروش آورد كه رژيم پهلوي ناچار به عقب نشيني شد.
سركردگان رژيم فاسد و منحط پهلوي كه ميديدنداقدامات سخت گيرانه و سركوب گرانه آنها،خشم و انزجار مردم عليه رژيم را افزايش داده و آنها را منسجم تر و مصمم تر از گذشته كرده است تصميم گرفتند براي جلوگيري از غليان احساسات مردمي، اندكي از فشارها بكاهند. از اين رو عزاداري و راه پيمايي در روز تاسوعا و عاشوراي حسيني آزاداعلام شد.با تقسيم كردن تهران به دو قسمت شمالي و جنوبي، عزاداران تنها ميتوانستند در قسمت جنوبي شهر به عزاداري بپردازند.
ادامه مطلب را بخوانید.
شهادت جانگداز سید الساجدین زین العابدین حضرت علی ابن الحسین(ع) را به پیشگاه والای حضرت حجت(عج) و محضر مقام معظم رهبری و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم.
امام على بن الحسين(ع)، مشهور به زين العابدين و سجاد بنا به نقل مشهور در سال 38 هجرى در مدينه به دنيا آمد. در هنگام حادثه كربلا 22 يا 23 سال سن داشته و بنا به نظريه بيشتر دانشمندان اسلامى از برادر شهيدش حضرت على اكبر، كوچكتر بوده است.
حيات اجتماعى، فرهنگى، سياسى و علمى امام سجاد(ع) از زواياى گوناگون قابل بررسى است. يكى از ابعاد زندگى امام سجاد(ع) همراهى او در قيام كربلا و پيام رسانى آن نهضت بزرگ است.
قيام بزرگ عاشورا ماندگارترين نهضت اسلامى است كه در محرم سال 61 قمرى روى داده است. اين نهضت داراى دو مرحله بود. برهه نخست، آفرينش و شكل گيرى و جهاد و جانبازى و دفاع از كرامت اسلامى و دعوت به اقامه عدل و احياى دين محمدى و سنت و سيره نبوى و علوى بوده كه به رهبرى امام حسين(ع) از نيمه ماه رجب سال 60 هجرى آغاز و در دهم محرم سال 61 هجرى به فرجام رسيد. مرحله دوم، دوره پيام رسانى و تثبيت ارزشهاى نهضت و عرصه جهاد فرهنگى و تبيين آرمانهاى آن قيام مقدس بود كه به رهبرى امام على بن الحسين(ع) تداوم يافت.
امامت شيعه و رهبرى نهضت كربلا در عصرى به امام سجاد(ع) منتهى گشت كه او به همراه نزديكترين افراد خاندان آل على(ع) به اسارت مى رفتند. آل على(ع) آماج تيرهاى ستم و تهمت و افترائات سياستمداران بنى اميه قرار داشتند، ارزشهاى دينى دستخوش تحريف و تغيير امويان قرار گرفته، روحيه شجاعت و حميت اسلامى و باورهاى دينى مردم سست، احكام دينى بازيچه نالايقان اموى شده، خرافه گرى رواج يافته، روحيه شهامت و شهادت طلبى در زير شلاق و شكنجه و ارعاب امويان محو گشته بود. سختگيرى هاى بى حد و حصر، مصادره اموال و تخريب خانه هاى آل هاشم، محروم ساختن آنها از امتيازات جامعه اسلامى، جلوگيرى مردم از هرگونه ارتباط با خاندان وحى و به انزوا كشاندن امام معصوم(ع) از مهمترين سياستهاى حاكمان اموى در مبارزه با اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بوده است.
امام زين العابدين(ع) در چنين عصر و جوى رسالت و امامت خود را آغاز كرد. در صورتى كه تنها سه تن پيرو واقعى داشت، حركت جهاد فرهنگى و پرورش شخصيتها را در دستور كار خود قرار داد و با يك حركت عميق و دامنه دار به ايفاى نقش پيشوايى خود پرداخت اين رويكرد امام سجاد(ع) زمينه ساز انقلاب فرهنگى امام باقر(ع) و امام صادق(ع) گشت. از اين رو برخى از نويسندگان، آن حضرت را «باعث الاسلام من جديد» ناميدند.
ادامه مطلب را بخوانید.

در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست. امّا از صحنه هاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهى هاى زیادى از تاریخ به دست نمى آید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت كربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچگونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمى خورد؛ آنچه كه هست از این تاریخ به بعد است.
اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زین العابدین(ع) در قیام حسینى، مربوط به شب عاشورا است. او خود مى گوید:
شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالى كه بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار او را بشنوم. پدرم فرمود: خدا را ستایش مى كنم و در تمام خوشى و ناخوشى او را سپاس مى گویم.... من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهل بیتم نمى شناسم. خداوند شما را جزاى نیك عنایت كند. من مى دانم كه فردا كار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مى دهم و بیعت خود را از شما بر مى دارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنید و هر یك از شما دست یك تن از اهل بیت مرا بگیرید و در شهرها پراكنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد.
در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست. امّا از صحنه هاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهى هاى زیادى از تاریخ به دست نمى آید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت كربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچگونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمى خورد؛ آنچه كه هست از این تاریخ به بعد است.
اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زین العابدین(ع) در قیام حسینى، مربوط به شب عاشورا است. او خود مى گوید:
شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالى كه بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار او را بشنوم. پدرم فرمود: خدا را ستایش مى كنم و در تمام خوشى و ناخوشى او را سپاس مى گویم.... من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهل بیتم نمى شناسم. خداوند شما را جزاى نیك عنایت كند. من مى دانم كه فردا كار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مى دهم و بیعت خود را از شما بر مى دارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنید و هر یك از شما دست یك تن از اهل بیت مرا بگیرید و در شهرها پراكنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد.

این مردم تنها مرا مى خواهند و چون بر من دست یابند با شما كارى ندارند».
امام على بن الحسین(ع) در آن شب كه بیمار نیز بود، شب غریبى را سپرى مى كرد. و با چشمان خویش عظمت روح حسین بن على(ع) و شهامت و وفادارى اصحاب را دید و خود را براى روزهاى واپسین آماده مى ساخت.
در صحنه دیگر از آن شب مى خوانیم كه امام سجاد(ع) مى فرماید:
«شبى كه بامداد آن پدرم كشته شد من بیمار بودم و عمه ام زینب پرستار من بود. پدرم در حالى كه این بیتها را زمزمه مى كرد نزد من آمد:
یا دهر افٍّ لك من خلیل كَمْ لَكَ فى الاشراق و الأَصیل
من طالبٍ و صاحبٍ قتیل و الدّهر لایقَنُع بالبدیل
و انّما الأمر الى الجلیل و كلُّ حىٍّ سالكُ سبیل
من مقصود پدرم را از خواندن این بیتها دریافتم و گریه گلویم را گرفت امّا گریه خود را باز داشتم و دانستم كه مصیبت فرود آمده است».
تقریباً همه مورخان بر این باورند كه امام سجاد(ع) در صحنه كربلا بیمار بود و این بیمارى نیز حكمت و مصلحت الهى براى امت اسلام بوده تا در سایه آن وجود حجت خداوند در زمین حفظ شود و امر خلافت و وصایت رسول(ص) تداوم یابد. و به همین دلیل در میدان رزم كربلا حضور نیافت.
او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود كه از كربلا زنده باز گشت تا پرچمدار هدایت امّت باشد.

از جمله راهبردهاى سیاسى امام زین العابدین(ع) در عصر خفقان امویان، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان كربلا كه در واقع زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت و ایثار بوده، مى باشد. در مناقب ابن شهر آشوب از امام صادق(ع) آمده است كه على بن الحسین(ع) مدَّت بیست سال براى پدرش مى گریست و همین كه براى او سفره غذا مى آوردند و آب و نان را مى دید، بى اختیار اشك از چشمانش سرازیر مى گشت، تا آنجا كه روزى یكى از غلامان امام، آن حضرت را از این عمل، باز داشت و عرض كرد: مى ترسم از شدت اندوه جان سپارى!. امام زین العابدین(ع) در پاسخ او فرمود: من اندوه خود را به درگاه خداوند مى برم. غم مرا جز او نمى داند و من به او پناه مى برم و آنچه من مى دانم شما نمى دانید. سپس فرمود: من هر وقت قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد مى آورم، بغض گلویم را مى گیرد و نمى توانم خوددارى كنم.


.jpg)

